هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

بازگشت

سلام گل دخمل ببخش كه چند روز به وبلاگت سر نزدم آخه دختر گلم هم مريض بودي هم دندون درآوردي هم ما خونه مامان اكرم بوديم ايترنتشون قطع بود هم عروسي بود اونم 3تا آخر از همه ماماني بي توجه بود ببخش     دختركم تو اين مدت دو تا دندون درآوردي يكي 17 آبان يكي 25 آبان حالا 2.75 دندون داري   ياد گرفتي از پله هاي بلند هم بالا و پايين بري به لطف اين همه عروسي حساب ناناي مي كني        لي لي حوضك ياد گرفتي وقتي مي گم يه چيزي تموم شد دستاتو به هم ميكشي بعضي كلمات رو نا مفهوم ادا ميكني گاز ميگيري و لج ميكني خودت رو ميزني زمين پاهاتومي زني زمين و ...
26 بهمن 1390

دعاهای بزرگ.آرزوهای کوچک

سلام نازنینم امروز روز اول محرم دلم برای خونه و نذری مادرجون ربابه لک زد   دلم برای بابایی هم میسوزه بیچاره تمام سعیشو می کنه که مامان خوشحال باشه   عزیز نازنینم دلبندکم برای مامانی دعا کن چون دلش لک زد برای محرم تو شهر خودش راستی دخترکم دوربینو گم کردم تا دوربین تازه بخرم کمتر عکس میذارم دوست دارم مامانی راستی فکر کنم دوباره داری دندون در میآری اخه چند روزه خیلی بد اخلاق شدی ایشالا همیشه زیر سایه ائمه باشی عزیزم بوسسسسسسسسسسسسس ...
26 بهمن 1390

بی قراری

سلام دخملی چند شب خیلی بی قراری می کنی مامان دیگه خسته و کلافه شده دلش لک زده برای یه خواب آروم اول فکر کردم داری دندون در میآری اما خبری نشد نمیدونم چه کار کنم دخمل خوبم دوست دارم حتی اگه همیشه بد اخلاق باشی این عکس قدیمی تو و سبحان کنار هم ...
26 بهمن 1390

شاهکار مامان

سلام گلم اگه گفتی این عکس چیه؟       نمیدونم وقتی بزرگ بشی و این عکس رو ببینی به مامان چی می گی اما این قرار بود غذای شما باشه (خورشت آلو با بلدرچین) که تبدیل به یه قابلمه ذغال اعلا شد و البته مامان مجبور شد قابلمه رو دور بندازه چون با هیچ وسیله و ترفندی نتونستم ذغال ها رو بکنم دخترکم امیدوارم وقتی بزرگ شدی یه کم مامان رو سرزنش کنی نه خیلی دوست دارم بوسسسسسسسسسس ...
26 بهمن 1390

معذرت

دختر نازم ببخش که چند وقت هیچی ننوشتم آخه هم کامپیوتر خراب شد هم اینترنتمون قطع شد هم مامان سرش شلوغ بود دوست دارم از فردا دوباره هر روز به وبلاگت سر می زنم. بوسسسسسسسسسسسسسس
26 بهمن 1390

تولد ماه خونه

دختر نازنینم مامان دلش می خواد بهترین جشن دنیارو به مناسبت تولد تو بگیر اما ... من همه چیز رو برنامه ریزی کردم حتی مدل کیک و تزینات رو هم انتخاب کردم اما.... هزار روز دارم فکر میکنم که چه کار کنم که همه چیز عالی باشه ،همه خوشحال باشن، به همه خوش بگذره اما.... چی بگم تولد شما شانزده بهمن یعنی یک شنبه است اما  دایی احمد داره 18 بهمن میره سربازی بابا سعید می گه کار دارم مامان نرگس می خواد بره تهران خرید عمو جابر نمیتونه بیاد ورامین چون کار داره داداش داوود نمیتونه بیاد آمل چون بچه هاش میرن مدرسه تازه از همه بدتر هفته قبلش داریم میریم مسافرت و هفته بعدش هم دایی احمد نیست ...
26 بهمن 1390

شعر

دخترم این شعر رو توی وبلاگ متین کوچولو دیدم خیلی خوشم اومد از مامانش اجازه گرفتم که برات بنویسم پا به پای کودکی هایم بیا   کفشهایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن   باز هم با خند هات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو  با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر   عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی  با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان   لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم  در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما   قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادر بزرگ&nb...
26 بهمن 1390

هدیه تولد

عزیزم ناز دخترم شکر خونه اینم هدیه تولد شما از طرف مامان و بابا     البته اینم بگم از اولش این شکلی نبود همه چیزش جدا بود این که می بینی حاصل ٢ساعت تلاش من وپدر دیشب وبعد دو ساعت هم امروز ظهر و اضافه اومدن دو تا پیچ و شش تا مهره است..... دوستت داریم عزیزم بوسسسسسسسسس ...
2 بهمن 1390